هوا سرد شده ، خیلی هم سرد شده و وقتتی به شب نزدیک می شیم بیشتر هم سرد میشه و شما هم همینطور این آب رو ول می کنین تو خیابون ؛ نمی گید این آبه یخ می زنه بعدش یه بنده خدایی روش راه می رهه سُر می خوره ، می اوفته زمین یا یه ماشین می آد روش ترمز می زنه لیز می خوره می ره تو باقالی ها !!؟
خلاصه اینکه عنایت بفرمایید این آب رو ، همین جوری ول نکنید تو خیابون ، از ول کردن آب استخرتون هم کلا تو این یه مدت بی خیال شید ؛ جهنم و ضرر هوس هم کردید ول کنید اگه جوبی چیزی اطراف خونتون بود ، اون تو ول کنید در غیر این صورت لطفا اصلا هوس نکیند !
ای آدم هایی که از خیابون راه می روید لطفاْ از پیاده رو راه بروید!
به خدا خیابون جای راه رفتن نیست با پیاده رو هم کلی فرق می کنه!
دیشب امیر قاسمی توی شبکه ی طپش حرفه خوبی زد و گفتش اصلاْ تو فرهنگ ایرانی جا افتاده که هیچکی چشم نداره اونی که بالاتره رو ببینه و هر کاری می کنه که طرف مقابل رو بکشه پایین !! بابا بی خیال این که خیلی بده ، چرا باید همچین کاری کرد ، به جای این کار ، بهتر نیست طرف خودش رو ببره بالا !!
امروز اولین روزه ساله ۲۰۰۶ ـه پس این اولین Post ـه وبلاگم تو ساله ۲۰۰۶ ـه !! همه گفتن ما هم می گیم سال نوتون مبارک البته به قول خودم و همونطور که قبلاْ گفتم ۲۰۰۶ تون مبارک ! (البته ساله نو به سبک نوروز خودمون یه چیزه دیگه ست !! )
دیشب که تو مسنجر On بودم یکی اومد گفت داشتم تو گوگل دنباله مطلبی در مورده جوناتان،مرغ دریایی می گشتم به وبلاگ شما برخورد کردم !
از اون جا که من تو Post ـه دیشب مقاله ای برای درس ادبیات اشاره کردم به مقاله ای که در مورد کتاب جوناتان مرغ دریایی نوشته بودم همین باعث شده بود که توی نتایج Search ـه این اقا که دنباله جوناتان،مرغ دریایی می گشته وبلاگه من هم باشه !
خلاصه اینکه این آقا بدش نمی اومد مقاله ما رو ببینه این شد که من مقاله رو براش Mail زدم انشالله که صحیح و سالم دستش برسه ؛ نمی دونم به دردش به خوره یا نه اما خوب دعا می کنم بتونه بهش کمک کنه و به دردش بخوره !
به خاطره همین موضوع تصمیم گرفتم مقاله رو بذارم تو وبلاگ شاید یکی دیگه هم بخواد ببینه و به دردش بخوره و بخواد استفاده کنه !
صفحات اصلی (خلاصه ی داستان جوناتان، مرغ دریایی)
پیش گفتار
نتیجه
منبع
هفته ی پیش نه ، هفته ی پیشش حوالی میدونه هفت تیر یه مغازه به چشمم خورد که پره مجله ی خارجی بود و مشخص بود کاره مغازه ـه فروش مجلاته خارجیه ، از مجله های ورزشی بگیر تا مجله های کامپیوتر و تکنولوژی ، تازه همشون هم به روز بود و ماله ماهه December !
فروشنده مغازه جا بابا بزرگ بنده رو داشتن و در عین حال معلوم بود کارشون خیلی درسته ! به قول یکی از دوستان ایشون پدره زبانه !!
قیمت مجلات چند برابر قیمت مجلات داخلی هستن ؛ به هر حال مجله خارجیه دیگه به خاطره همین اعتراض خاصی در مورد قیمت ها هم ندارم !
در باب رشته و علاقه ی بنده دوتا مجله بود یکی PC Magazine و اون یکی PC WORLD ؛ البته به نظرم مجله ی PC WORLD به روز تر بود به خاطره همین اون رو خریدم البته PC WORLD به صورت ماهنامه هست و همیشه همراه با یک CD ـه که جدید ترین برنامه های ماه اخیر توشه عرضه می شه ، در کل مجله ی خوبیه(فقط مونده بود من تایید کنم) ؛ و مطالب خوبی تو زمینه کامپیوتر داره از آموزش و توضیحات بسیار در مورد نرم افزارها و برنامها بگیر (نمونه ی بارزش تو ماه December معرفی Nero 7) تا معرفی سایت های به صورت پاورقی مثله MEBBO تازه تبلیغاتش هم باحاله هم جذاب ، اما لامصب قیمتش بالاست !!
خلاصه هوا و هوسه مجله خارجی زد به مختون و از طرف های هفت تیر رد می شدید می تونید برید اونجا ؛ البته شنیدم بعضی از مجله هایی که اونجا هست رو شهر کتاب هم داره !
یه چند روزی نشد چیزی بنویسم به هر حال علتش یا از پرکاریه یا از بی کاریه یا از بی حوصلگیه یا از عاشقیه !! ( احتمالاْ این وصله ی آخر رو عمراْ بشه به این راحتی ها به بنده چسبوند! )
از چیزهای مهمی که در بالا نوشته شد این نتیجه رو می گیریم مشغله های کاری و فکری که شامل تمام مواردی که گفتم ( پرکاریه ، بی کاریه ، بی حوصلگی و عاشقی ) می شه عامل اصلی ننوشتن بنده هست ! عجب !!
یه sms داشتم نوشته بود میلاد حضرت مسیح ، پیامبر صلح و دوستی به شما هیچ ربطی نداره !! من هم جواب دادم اتفاقاْ همه چی به ما ربط داره تا چشت در آد !
سال نوی میلادی هم داره پیداش می شه ، جا نوروزه خودمون خیلی خالیه ، انشالله چند ماه دیگه خدمتش می رسیم ! کریسمس ۲۰۰۶ همگی خیلی مبارک!
