تبليغاتX
M Y P A G E

صفحه خودم ®

یکی بود یکی نبود قبل ما هیچکس نبود

ما امروز از صبح تا بعد از ظهر کلاس داشتیم و تا پامون رو از در دانشگاه گذاشتیم بیرون و از شره این صحبتهای استاد برنامه نویسی مون خلاص شدیم ، خسته و کوفته دنباله یه جای آروم می گشتیم که افتادیم گیره یه راننده تاکسیه پرحرفه باحال ، که حتی در تمام طول مسیر نشد این ۳۰ ثانیه حرف نزنه بابا مگه حرف نزنی می گن لالی ؟! خلاصه چشمتون روز بعد رو نبینه ، مسیره طولانی همانا و صحبت های فیلسوفانه از نگاه اجتماعی یه آقای راننده  هم همانا !

تو تاکسی من بودم و دادشم و یه آقای دیگه به اضافه ی یه خانمه (اصل سوژه/ بازیگر نقش اول) !

این خانمه موقع سوار شدن نزدیک بود حقش خورده بشه و جاش یه آقای دیگه سوار ماشین بشه ... همین مسأله سوژه ای شد برای سخنرانی آقای راننده و بحث های فلسوفانه ی ایشون ... حالا خر بیار باقالی سوار کن !!

یکی از این فرمایشات آقای راننده به این شرح بود : مردها الانه شدن مثله یه خره حمال و یه گاو شیرده ! گفتیم نه بابا این چه حرفیه ، گفت چرا دیگه از صبح هی کار ، کار و باز هم کار ؛ گفتیم خوب باشه خره حمال درست ، گفتیم گاو شیرده دیگه عمرا بشه به مردها گفت ؛ گفت چرا دیگه اتفاقا مردها خیلی هم گاو شیرده هستند ... هی از صبح کار و جون کندن ، شب هم که می ره خونه مثل یه گاو شیرده از اون کاری که کرده به زنش می ده ، به بچش می ده ... ؛ به هر حال ما همچنان این مسأله ی گاو شیرده را با یک دلیل کاملا قاطعانه و فیزیکی نقض می نماییم !! 

Post Link نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/28ساعت 22:20  توسط amin.nz  | 

یادمه یه ۱ سال و نیمی مجله ی چلچراغ رو تحریم کرده بودم و اصلا نمی خریدم اما الان از ۳ هفته قبل از پایان سال ۸۴ دارم دوباره مجله رو می خرم و می خونم !!

خداییش هفته نامه ی اخیر (این هفته ی) چلچلراغ به شماره ۱۹۲، چاپ شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۵ اونقدر خوندنی بود که باعث شد بیام با بعضی از نویسنده ها درباره مطالبشون اینجا یه گپه یه طرفه داشته باشم !!

خوب از جلد مجله شروع میکنم طبق اطلاعات مجله طرح جلد از آقا فرشاد رستمی هست و عکسش هم کاره خانم مهگامه پروانه !! جلد مجله هم مثله همیشه نیست یه ذره خشن تره !! عکس بنیامین می ذاشتی بهتر بودآ

چیزی که در صفحه  ۷ خیلی جلب توجه می کنه عکسی از خانم آنجلینا جولی (عشق علی) و براد پیت (خدا نکنه بروبچ قزوین دستشون به این موجود برسه) در بالای و تیتری مضمون آقا و خانم اسمیت؟! هست ، در اینجا متن اصلی اشاره داره به سانسور فیلم ها که باعث می شه موضوع اصلی فیلم کاملا تغییر کند و در نتیجه در اینجا آقا و خانم اسمیت بهانه است !

صفحه ی بعدی صفحه ایی نیست جز صفحه ۱۰ و حرفهای ناگفته ی مجید تولایی ، از تصادف و بازداشتگاه تا دادسرا و دادگاه ... هر وقت رفتی کلانتری بهت گفتن بند کفشهات رو باز کن بدون که داری می ری بازداشتگاه  !!

در صفحه ی ۱۳ حرف از لاتاریه و قرعه کشی و از این جور حرف هاست ؛ آقای بزرگمهر شرف الدین همش رو خوندم  یه راست می گفتی  آرزو بر جوانان عیب نیست !! دیگه .

صفحه ی ۱۴ و ۱۵ همش مختص به مصاحبه ی رسول ترابی با بنیامین بهادری یه (دنیا دیگه مثله تو نداره ؟!) بنیامین هم برای تیم ملی ایران تو جام جهانی یه موزیک داره ، البته  اینطور که تو چلچراغ گفته ... البته تب جام جهانیه دیگه ...

صفحه ی ۱۶ هم خواندنش خالی از لطف نیست ، تا دلتون بخواد آقای نیما اکبرپور از این ور و اون ور دروغ سیزده جمع کرده  ...جالبترینش دروغ سیزده تو دنیای وبلاگ و وبلاگ نویسی هم به نظره من ادغام پرشین بلاگ و بلاگفا بود !! عمرا

صفحه ی ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ اشاره داره به دایرالمعارف دی سی کمیکس !! ها این که گفتم یعنی چه ؟ تو این صفحات مطالبی نوشته شده از :
زنگی نامه ی بتمن / چندتا رابین با بتمن همکاری کردن / دشمنان بتمن چه کسانی بودند / چرا تیمارستان آرخام اثر گرانت موریسن و دیومکین یکی از پیچیده ترین و عمیق ترین بتمن هاست / و ...
سوپر من کیست که آمریکا اینقدر دیوانه ی اوست ؟؟ / سوپر من اولین موجود فرا زمینی بود که زن گرفت !!
تن تن یا تین تین یا تی تی یا تین تی یا تنگ تنگ ، به هر حال هر چه باشد من دوستش دارم برای همیشه / هرژه یعنی هربرت ژرژ / دوپونط و دوپونت همان عموهای ژرژ بودند که برای نیروی امنیتی بلژیک جاسوسی می کردند / جالبه بدونید که در ابتدا قرار بود بجای سگ تن تن (میلو) دوستی برای تن تن طراحی شود که یک دختر بچه باشد اما اداره ی سانسور بلژیک با این امر مخالف کرده (به همین علت تن تن از داشتن GF محروم ماند)

صفحه ی ۲۵ مطلب خانم مریم ذولفقار رو تو خودش جا داده ، البته مطلب کمی بو می دهد ... بوی خوبی هم می دهد! ... نتیجه ی کله صفحه اینه که معاونت های وزارتخانه ها ئ هیاتت رییسه دانشگاه ها و دانشکده ها تا حالا ۲۷ رییس از دانشگاه سراسرس و ۲۴ رییس از دانشگاه علوم پزشکی تعویض شده اند ....
خانم مریم ذولفقار  در آخره مطالبش  نوشته  "هنوز هم می گم خبرنگاری شغل سختیه و شاید از اون سخت تر  دانشجو بودن باشد و یا حتی ریاست " ... حرفی می زنی ها !!

صفحه ی ۲۶ گیر داده به فیلم های سینمای نوروز : زیر درخت هلو ، هوو ،چهارشنبه سوری ، یک تکه نان !!
نویسنده در گیری که به فیلم هوو داده دو نکته در آورده ؛ نکته ی دومش اینه : این سمیر وزیریان،بچه فیلم را از کجا پیدا کرده اند؟ زیاده از حد باهوش و شیرین است ... چی بگم در جواب تو ای نویسنده (به قول شاعر که میگه هر چه دله تنگت می خواهد بوگو !!) این سمیر بچه ی همسایه ی خونه بغلی ماست از وقتی هم هوو رو بازی کرده دیگه معلوم نیست کجاست خیلی وقته ندیدمش !! خیلی گوگولی مگولیه ، قدش هم به زور به سر زانوهای بنده می رسه احتمالا هم علی صادقی کشفش (شاید هم کفشش) کرده !!

صفحه ۲۸ : Funny In Farsi / به معرفی کتاب عطر سنبل،عطر کاج پرداخته ، کتابی که به زندگی یک ایرانی (فیروزه جزایری دوما) در آمریکا و تفاوت فرهنگ ایرانی و آمریکایی + کمی طنز پرداخته !! ... شهر کتاب به زودی منتظر من باش !!

در صفحه ی ۳۲ هم جالب ترین و خوشمزه ترین تیتری که به چشم می خوره تیتر خانم یاسمن خواجه ایی با عنوان : رییس ها به بهشت نمی روند !!
طی تحقیقات شبانه روزی بنده این قسمت (صفحه ی ۳۲) همچین یه ارتباطی با این صفحه ی ۲۵ داره ... به هر حال خودتان پیدا کنید پرتقال فروش را !!
البته مسخره ترین تبلیغ هم مربوط به همین صفحه ی ۳۲ هست !!

خوب فکر کنم این بلندترین مطلب تو عمره وبلاگ نویسیم باشه ... !!

Post Link نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/22ساعت 15:49  توسط amin.nz  | 

همه رو برق می گیره ما رو پارسال این موقع آبله مرغون گرفته بود ، یادش نبخیر !!
یه اطلاعات پزشکی هم بهتون بدم آبله مرغون تو سنین بالا خیلی حادتر و خطرناک تر از سنین پایین تره ، اگه نگرفتین توصیه می کنم زودتر بگیرید!!!
Post Link نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/16ساعت 17:2  توسط amin.nz 

از روزی که تو رفتی پریده رنگه شادی
اما خورشید می تابه مثله یه روزه عادی
چطور هنور پرنده داره هوای پرواز
چطور هنوز قناری سر می ده بانگ آواز  
مگر خبر ندارن تو رفتی از کنارم
چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم 


عطر تنت پیچیده توی اتاق خوابم
با تو چه جون گرفته ترانه های نابم
از تو هزارتا قصه چه جاودانه ساختم
قلب پر از غرور و چه عاشقانه باختم

اسمت به روی لب هام توی ترانه هامه
بغض گرفته ی عشق تو غربته صدامه
قلب پر از سکوتم دلتنگ از این جدایی
بی تو ببین چه سرده تابستونه تنهایی 

به چشم خسته ی من آسمون از سنگ شده
لعنت به این تنهایی
دلم برات تنگ شده

Post Link نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/16ساعت 1:10  توسط amin.nz 

این سریال وفا رو که ویژه ی نوروز ۸۵ بود و از شبکه ی ۳ پخش می شد رو دیدن ... !؟

لازم می دونم واقعا برداشت صحیح از این سریال رو همین جا اعلام کنم : جاسوس اعدام باید گردد...

Post Link نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/14ساعت 21:2  توسط amin.nz  | 

همان طور که می بینید ساعت حول و حوشه ۳:۳۰ صبح یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۵هست ، احتمالا تا ۷ یا ۸ ساعت دیگه ملت برا سیزده بدر بریزن تو چمن های کشور ؛ سیزده بدره خوبی داشته باشین ... !


Post Link نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/13ساعت 3:36  توسط amin.nz 

هوس کردم این دو بیت رو واسه دله خودم اینجا بنویسیم ... ببینم کسی حرفی داره ؟ ... توصیه هم می کنم آهنگ روح سبز از آلبوم مسافر شادمهر عقیلی رو حتما گوش کنید !!

تو که نیستی تا ببینی گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی دله آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت من و این پا های خسته

Post Link نوشته شده در  شنبه 1385/01/05ساعت 21:43  توسط amin.nz 

این روزها که روزهای اول ساله ، تـهران خیلی خلوت شده ؛ جا داره همین جا از همه ی دوستان و کسانی که نقش مهمی در خلوت کردن شهر داشتند و کوله بار سفر رو هر چند برای مدت کوتاهی بستند و رفتند تشکر کنم !  

Post Link نوشته شده در  جمعه 1385/01/04ساعت 17:54  توسط amin.nz  | 

اگه از من بپرسن اولین روز سال جدید هزار و سیصد و هشتاد و پنج چه چیزی دیدی که برات عجیب بوده از اون خودروی ۲۰۶ واژگون شده ی گوشه خیابون کامرانیه شمالی که هیچی ازش نمونده بود می گم !!تازه این یه نمونه اشه ؛ خداییش آدم همچین صحنه ی تصادفی رو اون هم تو روز اول سال ببینه می فهمه این پلیس راهنمایی رانندگی چرا از دو ماه قبل از شروع سال جدید هی تبلیغ می کنه ، هی داد میزنه آی مردم طور و خدا درست رانندگی کنین !

همین الان بنداز تو یه اتوبان بین شهری خداییش ببین چندتا تصادف می بینی ! تو همین سه روز اول سال ببینید چندتا تصادف تو کل کشور رخ داده ؟! آمار و ارقامی که هر روز منتشر می شه رو نگاه کنین جدا که باور نکردنیه ... !

... و واقعا که تصادفات کشور ما یک مساله جدی و شاید حل نشدنی است !!

Post Link نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/03ساعت 15:51  توسط amin.nz  | 

عید باستانی نـوروز مبارکتون باشه مخصوصا شما دوسـت عزیز
انشالله تو تعطیلات حالشو ببرید !

Post Link نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/01ساعت 15:44  توسط amin.nz