تبليغاتX
M Y P A G E

صفحه خودم ®

یکی بود یکی نبود قبل ما هیچکس نبود

"برنامه های عجیب و غریب نیرو انتظامی در این سال ها و به خصوص بعد از کنار رفتن سردار طلایی مهربان!(مگه نیروی انتظامی مهربان هم داریم؟!) همیشه برای من سوال بوده و این آخرین کاری که دودش رفته توی چشم ما همین مساله ترافیک تهرانه که نیروی انتظامی خودش رو قاطی ماجرا کرده! مطلب زیر رو نوشتم تا شاید به نوعی اعتراضم رو نسبت به این حرکت نسنجیده ی نیروی انتظامی بیان کنم"

اقا یعنی چی؟ آخه کجای دنیا هر چیزی که مشکل داره رو که می دن دست نیرو انتظامی؟ جدا که راست می گن تو این مملکت هیچی سر جاش نیست!

مگه حکومت نظامیه؟ نکنه هست و ما خبر نداریم؟ خبریه خدایی؟

نیروی انتظامی واسه ی ایجاد آسایش بوجود اومده یا سلب آسایش جامعه؟

آخه مشکل ترافیک تهران چه ربطی به نیروی انتظامی داره !؟

اینقدر نیروی انتظامی بی برنامه هست و تمام کارهای مهم و اصلی نیروی انتظامی انجام شده که از نیروهاش به عنوان تیرک در گوشه، کنارهای خیابان های تهران استفاده می کنه ؟!

این روزها اگه جایی در کنار خیابون با ماشین وایسی و باب میل نیروی انتظامی نباشه  باید حرکت کنی و بری !

نمی دونم اون که اون بالا نشسته و دستور داده که نیروهاش برن گوشه ی خیابان های تهران وایستن و نذارن کسی ماشین پارک کنه چقدر شعور و فهم داره و با خودش چی فکر کرده ولی از بین بردن ترافیک تهران با این کارها حل نمی شه ، این کارهای مقطعی و بی خود رو جمعش کن بابا!

ترافیک تهران اینقدر اعصاب آدم رو خورد نمی کنه که مامورین نیرو انتظامی با کارهاشون اعصاب ملت رو خورد می کنند!!

انشاالله که اینم درست می شه؛ مثل بقیه ی چیزهای دیگه که درست شدن! مگه نه؟!

Post Link نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 19:36  توسط amin.nz 

[این مطلب را به خاطر تحت تاثیر قرار گرفتن از بازگشت حسین درخشان پس هشت به ایران نوشتم، نه به خاطر اینکه از او خوشم می آید یا با افکار انتقادی قدیمش و یا فرا ساختاری جدیدش موافقم ؛ به هیچ وجه .نقطه سر خط]

با واژه ی هودر از پنج، شش سال پیش تو همین کوچه پس کوچه های وبلاگ نویسی آشنا شدمِ؛ او را هر کسی که در این وبلاگستان فارسی جنب و جوشی دارد می شناسد! افکارش عجیب و همونطور که در بالای وبلاگش نوشته بود نگاهش انتقادی  به مسایل ایران بود که با گذشت زمان افکارش فرا ساختاری شد!!! 

امروز با دیدن وبلاگش متوجه ی بازگشتش به خانه ی پدری شدم گویا هودر خود را دوباره بچه ی قلهک می داند! وی در بازگشت به ایران پس از هشت سال در  وبلاگ دیگری که برای خود دست و پا کرده از حضورش در تهران  می نویسد!

درخشان در ابتدای بازگشت به ایران، همانطور که در وبلاگش عنوان می کند خود را آماده ی هرگونه برخورد می بینید! وی در مطلبی در تاریخ ۲۵ مهر ۸۷ می نویسد: "با من چه خواهند کرد؟"

نظرات زیادی در مورد اینکه با او چه رفتاری خواهد شد نوشته شده اما جواب اصلی این سوال دور از ذهن نیست و شاید همین روزها شاهد این باشیم که با او چه خواهند کرد؟!!

صحت دستگیری و اینکه ممکن است برای هودر اتفافی افتاده باشد را تا این لحظه نمی دانم ولی گویا اتفاقی افتاده است که ابراهیم نبوی در وبلاگش در مطلبی خواستار آزادی درخشان شده است! از طرفی او از تاریخ ۱۱ آبان ۸۷  تا امروز مطلب جدیدی در وبلاگش ننوشته که کمی غیر عادی به نظر می رسد برای وبلاگی که تقریبا هر روز آپدیت می شده؟!! 

به هر حال به نظر من واقعا در افکار او معلوم نیست چه می گذرد که هوس سفر به ایران را کرده است؛ شما هم اگز نظرات انتقادی او نسبت به ایران را در گذشته خوانده باشید حتما با من هم نظرید!!

Post Link نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 0:38  توسط amin.nz  |