اینجا تهرانه، ۱۵ آذر، ساعت دور و ور ۱۰ شب هست، هوای بیرون خیلی سرده و داره از آسمون بارون و برف میآد، من توی اتافم پشت لپ تاپم نشستم، اینترنت هم خودشو کشت تا این صفحه ی بلاگفا رو باز کنه تا من اعتراض خودم رو به وضع موجود بیان کنم...
از دیروز، دور و ور ساعت ۱ و ۲ ظهر تا حالا اینترنت ADSL مون خوابش رفته و بعضی موقعه ها هم از خواب می پره، به قول معروف دچار اختلال شده... نه یاهو مسنجر باز میشه که از دوستان خبر بگیریم ببینیم حالشون تو غربت چطوره؟ که بهشون بگیم اینجا اینترنت هم شده بلای جون بعضی ها، نه فیلتر شکنمون کار می کنه که فیس بوک رو چک کنم و ببینیم بی بی سی و گویا دات کام چی واسه خوندن دارن، نه دوتا سایت دانلود باز می شه که آهنگ جدیدها رو دانلود کنیم!! نه می شه جست و جو کرد یه مطلبی پیدا کنیم و به کار زندگیمون برسیم، حتی ایمیل ها هم باز نمی شه... هــــــــــی اینترنت هم اینترنت قدیم!
خلاصه می گن همه این اختلال ها به خاطر ۱۶ آذر-ه ... مخابرات اینترنت رو انگولک کرده که خدایی نکرده این ملت فریب استکبار جهانی رو نخوره... آخه آدم هر چی رو که دیگه انگولک نمی کنه ؟ دستتو از تو سوراخ در بیار... با اینترنت چی کار داری ؟ تو اینترنت اختلال ایجاد می کنی ؟ از چی ترسیدی؟ از اینترنت؟!؟!
دیدی چی شد؟
پینوکیوی داستان ما آدم نشد!
رییس جمهور شد ولی آدم نشد!
این بالاترین مثه اینکه بدجوری واگیر داره ، همین الان سیستم بالاترین رو، روی وبلاگ گذاشتم به نظر چیز به درد بخوری میآد! دوستانی که عضویت دارن مطالب رو برای بالاترین بفرستن که دعای من همیشه بدرقه ی کلیکهای شما خواهد بود!
"عضویت در سایت فیس بوک به موجب برداشته شدن فیلتر آن در ایران در حال حاضر به سهولت انجام می پذیرد من هم که بی جنبه، رفتم زدم تو گوش فیس بوک، شما هم میآی تو فیلترشکنتو در بیار!"
یکی دو روزه که فیلتر سایت فیس بوک برداشته شده!
الان مدیر سایت فیس بوک می تونه بره کلی خوشحال باشه، خیالشم هم راحت تخت با تشک فنری که ایرانی ها رکورد بازدید سایتش رو تو همین چند هفته می ترکونن!
این موضوع حذف فیلتر هم خوبه و هم بد؟ من نمی خوام بدونم چرا این سایت رو قبلا فیلتر کردن ولی خیلی دلم می خواد بدونم که چرا حالا فیلترش رو برداشتن؟
نکونه داریم به انتخاب نزدیک می شیم باز سیاستها داره تغییر می کنه ؟ آره؟ پس بی زحمت این فیلتر یوتیوب (گویا این هم فیلترش برداشته شده!) ، flickr و ... رو هم بردارین که دیگه ملت از فیلترشکن کمتر استفاده کنن! با تشکر.
احتمالا اگر دنبال من در پایتخت عزیز، شهر شلوغ پلوغ تهران هستید باید بگم در حال حاضر اونجا نیستم.
به دشت و بیابون که نشد بزنیم ولی دل به دریا زدیم اومدم جزیره ی کیش (تو همون مایع های دوباره پرواز تو آسمون آآآ) !
عکسهایی که از اینجا می گیرم رو، روی flickr خودم منتشر کردم، قابل مشاهده هست .
تلویزیون هنوز داره مراسم اومدن اوباما به کاخ سفید رو نشون میده ! چقدر با شکوه و چقدر جذاب و دیدنی.
توی کارتون های بچگی سیاه پوست ها همیشه برده بودند ، توی فیلم ها سفید پوست ها ، سیاه پوست ها رو به کار می کشیدند و اذیت می کردند ، اون کارتونها و فیلم ها قرن ۱۷ ام و ۱۸ ام رو نشون می دادند؛ ولی حالا در قرن ۲۱ ام، توی دنیای واقعی خودمون اون سیاه پوست نه برده هست و نه کسی اذیتش می کنه بلکه می بینیم که سیاه پوست می تونه قدرتمند ترین مرد جهان باشه.
باراک حسین اوباما، عقاب جدید ایالات متحده آمریکا خواهد بود، عقابی که با عقاب های قبلی خیلی فرق داره ! البته این طوری می گن، من هم در حال حاضر همین طوری می بینم و امیدوارم تا آخرش هم همینطوری ببینم.
به امید عادی سازی روابط آمریکا با ایران و بالعکس.
به امید اینکه رفت و آمد از ایران به آمریکا راحت تر بشه.
به امید اینکه ما هم پامون به اون سرزمین باز بشه، و بتونیم دید و بازدید دوستان، آشنایان و فک و فامیل رو پس بدیم، یه سری هم به لاس وگاس بزنیم.
"مطلب زیر نه تبلیغ هست و نه تعریف و تمجید ، صرفا برای دیدگاه و هیجان خودم نسبت به راه اندازی شبکه فارسی بی بی سی این مطلب رو نوشتم"
اصلا به نظر من همه چی زیر سر همین انگلیس هاست؛ بفرمایید نگاه کنید، تلویزیون فارسی بی بی سی هم راه افتاد که من واقعا از این موضوع به عنوان یه فارسی زبان کلی هیجان زده شدم!
این دو ساعتی که برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی شروع به کار کرده و اونطوری که من برنامه ها رو دیدم به نظرم بسیار خوب بوده و تصاویری که نشان داده می شوند در نوع خودشون دیدنی و جذاب و از کیفیت عالی برخوردارند و مطمیناً این شبکه، شبکه ای موثر در امر خبر و خبر رسانی بر فارسی زبانان خواهد بود و سیاست خاصی را نسبت به ایران به عنوان یک کشور فارسی زبان نسبت به سایر کشورهای فارسی زبان خواهد داشت و نشان خواهد داد که همه چی زیر سر همین انگلیس هاست. :))
"برنامه های عجیب و غریب نیرو انتظامی در این سال ها و به خصوص بعد از کنار رفتن سردار طلایی مهربان!(مگه نیروی انتظامی مهربان هم داریم؟!) همیشه برای من سوال بوده و این آخرین کاری که دودش رفته توی چشم ما همین مساله ترافیک تهرانه که نیروی انتظامی خودش رو قاطی ماجرا کرده! مطلب زیر رو نوشتم تا شاید به نوعی اعتراضم رو نسبت به این حرکت نسنجیده ی نیروی انتظامی بیان کنم"
اقا یعنی چی؟ آخه کجای دنیا هر چیزی که مشکل داره رو که می دن دست نیرو انتظامی؟ جدا که راست می گن تو این مملکت هیچی سر جاش نیست!
مگه حکومت نظامیه؟ نکنه هست و ما خبر نداریم؟ خبریه خدایی؟
نیروی انتظامی واسه ی ایجاد آسایش بوجود اومده یا سلب آسایش جامعه؟
آخه مشکل ترافیک تهران چه ربطی به نیروی انتظامی داره !؟
اینقدر نیروی انتظامی بی برنامه هست و تمام کارهای مهم و اصلی نیروی انتظامی انجام شده که از نیروهاش به عنوان تیرک در گوشه، کنارهای خیابان های تهران استفاده می کنه ؟!
این روزها اگه جایی در کنار خیابون با ماشین وایسی و باب میل نیروی انتظامی نباشه باید حرکت کنی و بری !
نمی دونم اون که اون بالا نشسته و دستور داده که نیروهاش برن گوشه ی خیابان های تهران وایستن و نذارن کسی ماشین پارک کنه چقدر شعور و فهم داره و با خودش چی فکر کرده ولی از بین بردن ترافیک تهران با این کارها حل نمی شه ، این کارهای مقطعی و بی خود رو جمعش کن بابا!
ترافیک تهران اینقدر اعصاب آدم رو خورد نمی کنه که مامورین نیرو انتظامی با کارهاشون اعصاب ملت رو خورد می کنند!!
انشاالله که اینم درست می شه؛ مثل بقیه ی چیزهای دیگه که درست شدن! مگه نه؟!
[این مطلب را به خاطر تحت تاثیر قرار گرفتن از بازگشت حسین درخشان پس هشت به ایران نوشتم، نه به خاطر اینکه از او خوشم می آید یا با افکار انتقادی قدیمش و یا فرا ساختاری جدیدش موافقم ؛ به هیچ وجه .نقطه سر خط]
با واژه ی هودر از پنج، شش سال پیش تو همین کوچه پس کوچه های وبلاگ نویسی آشنا شدمِ؛ او را هر کسی که در این وبلاگستان فارسی جنب و جوشی دارد می شناسد! افکارش عجیب و همونطور که در بالای وبلاگش نوشته بود نگاهش انتقادی به مسایل ایران بود که با گذشت زمان افکارش فرا ساختاری شد!!!
امروز با دیدن وبلاگش متوجه ی بازگشتش به خانه ی پدری شدم گویا هودر خود را دوباره بچه ی قلهک می داند! وی در بازگشت به ایران پس از هشت سال در وبلاگ دیگری که برای خود دست و پا کرده از حضورش در تهران می نویسد!
درخشان در ابتدای بازگشت به ایران، همانطور که در وبلاگش عنوان می کند خود را آماده ی هرگونه برخورد می بینید! وی در مطلبی در تاریخ ۲۵ مهر ۸۷ می نویسد: "با من چه خواهند کرد؟"
نظرات زیادی در مورد اینکه با او چه رفتاری خواهد شد نوشته شده اما جواب اصلی این سوال دور از ذهن نیست و شاید همین روزها شاهد این باشیم که با او چه خواهند کرد؟!!
صحت دستگیری و اینکه ممکن است برای هودر اتفافی افتاده باشد را تا این لحظه نمی دانم ولی گویا اتفاقی افتاده است که ابراهیم نبوی در وبلاگش در مطلبی خواستار آزادی درخشان شده است! از طرفی او از تاریخ ۱۱ آبان ۸۷ تا امروز مطلب جدیدی در وبلاگش ننوشته که کمی غیر عادی به نظر می رسد برای وبلاگی که تقریبا هر روز آپدیت می شده؟!!
به هر حال به نظر من واقعا در افکار او معلوم نیست چه می گذرد که هوس سفر به ایران را کرده است؛ شما هم اگز نظرات انتقادی او نسبت به ایران را در گذشته خوانده باشید حتما با من هم نظرید!!
آمدن خاتمی عزیز را آن هم در این شرایط اصلا صلاح ایشان نمی بینم و این امر ممکن است به وجهه ی ایشان صدمه ی جبران ناپذیری بزند اما دیدن این همه تلاش دوستان خاتمی دوست در www.yaari.ir مرا بر آن داشت تا لوگوی یاری را در اینجا قرار دهم ؛ به امید آنکه حق به حق دار برسد.
اینــه طبیعت دنیا، همه برن بر باد، برن از یاد، وقتی تموم شد بفهمن کجان... ولی فقط یه چیز... چی؟ جلو رو نگاه ته خطم ببین!!
-به آقای دکتر توصیه می کنم از کتاب های فارسی دبستان ، درس چوپان دروغگو رو یکبار دیگه بخوانند؛ به امید آنکه نکته اخلاقی نهفته در این داستان برای ایشان مفید واقع شود!
امروز سومین دوره ی بازیهای کامپیوتری به میزبانی شرکت سازگار ارقام در ایران شروع شد و تا ششم شهریور ادامه خواهد داشت.
استقبال از این دوره و نحوه ی برگزاری مسابقات به نظر من بسیار عالی هست و باید از همه ی اونهایی که باعث شدن مسابقات به این خوبی برگزار بشه تشکر کرد.
بنده هم که یکی از امیدهای این دوره در بخش XFX CUP. FIFA 2008 به شمار می رفتم درجا حذف شدم تا یکی از امیدهای این دوره که خودم باشم با دست خالی به خونه برگرده (البته دست خالی خالیه هم که نیومدیم یه تشرت مسابقات بهمون دادن) !! انشالله دوره های بعد اگه شرکت کردم عمرا بذازم حریفم نفس بکشه ![]()

این روزها هوا خیلی سرد شده ! تا حالا اینقدر تهران رو سرد ندیده بودم! تلویزیون بی بی سی می گه امشب هوای تهران به ۱۰- درجه زیر صفر می رسه !!
دیروز از صبح تا شب همینطور برف می اومد ... جاتون خالی یه سر با رفقا هم رفتیم پارک نیاوران ، همه جا برفی بود شهرداری هم نورپردازی قشنگی توی پارک کرده بود که توی عکس معلومه! خلاصه هوا خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرده !


