هنوز توی ماه آبان هستیم و نسبت به سال های قبل بازگشایی پیست توچال توی این ماه یکم عجیب به نظر میآد ولی باید بگم که دیروز با رفقا رفتیم افتتاحیه پیست رو باز کردیم ، چه برفی هم اومده بود جاتون کلی خالی . این خبرگزاری های ایسنا و باشگاه خبرنگاران جوان هم اومده بودن هی تپ و تپ عکس می گرفتن ، عکس ها رو از روی سایت هاشون پیدا کردم اونهایی که خودم و رفقا توش بودیم رو گذاشتم اینجا بی نصیب نمونید !
خواستید بزرگتر ببینید اگه زحمت نمی شه روی عکس کلیک کنید. به هر حال کلی کیفیت داره، ناسلامتی با دوربین حرفه ای خبرنگاری گرفته شده، کلی هم عکاسش کار درست بود!
واقعا دادن یه همچین آگهی هایی توی روزنامه، واسه ی شخصی که یه ملت رو با کلی حرف های بی سر و ته سرکار گذاشته چه معنیه داره؟!!

عکس های ردیف بالا
عکس بالا، سمت راست: آقا فشار ندین لنگش تو هواست ؛ ماموران حفاظت در حال جلو گیری از فشار بیش از اندازه به محمود هستن و در پی همین فشار ها و حفاظت ها دوتا لنگ که شما یکیشو می بینین رفته رو هوا ؛ به نظر می آد بیشترین فشار وارد شده در طی دوران ریاست جمهوری محمود ، در همین صحنه رخ داده!!
عکس بالا سمت چپ: از وقتی محمود رییس جمهور شد دوستی عمیقی بین اون و چاوز ایجاد شد تو این عکس صحبت های رد و بدل شده بین اون خانومه و منوچهر و محمود و چاوز رو بررسی میکنیم؛ البته من اینجا ترجمه ی فارسیش رو میآرم:
چاوز: آقا متکی شماها دهن این آمریکایی ها رو سرویس کردین ، چه خبره بابا؟!
منوچهر: چی می گی بابا؟ کجاشو دیدی ...!؟
خانومه:آقا منوچهر امشب رو با محمود جون شام بیان خونه ما!؟
منوچهر: انشاالله سر یه فرصت بهتر حتما! حالا سفر زیاده!
محمود:بچه ها دوربین رو نگاه، داره عکس می گیره!!
عکسهای ردیف وسط
عکس سمت راست: محمود خوابیده و اتفاقا داره خواب می بینه گویا خوابش هم رنگی بوده!! طبق بررسی های صورت گرفته خواب مورد نظر به شرح زیر هست:
محمود: اینجا کجاست؟
وجدان محمود:ای خدا، بابا مجلس دیگه!!
محمود: عجب پس لاریجانی رییس مجلس می شه، من فکر می کردم فقط خودم زرنگم! این سرو صداها چیه ؟ او کی کیه؟ شبیه کردان خودمونه ، اونجا چی کار می کنه؟
وجدان محمود:بابا تو معرفیش کردی بیاد وزرات کشور رو بگیره، مجلس بهش رای اعتماد داده ، گندش سر مدرک دکتراش در اومده می گن جعلیه!! می فهمی چی می گم که؟
محمود:برو بابا ، چی می گی؟ کردان مال این حرف ها نیست ! بعدشم گیرم جعلی باشه واسه خدمت به مردم این ورق پاره ها به درد نمی خوره!!
وجدان محمود: از من به تو گفتن بود تو سال های بعد تو مجبور می شی اینو معرفیش کنی ، بیشتر فکر کن ، گندش در میآد آآ !
عکس وسط: محمود در حال رفتن و دیدار با رهبر هست شنیده ها حاکی از این هست که محمود در حال خوندن شعری بوده با این مضمون: دارم می رم یواش یواش جونمو من می دم براش:
عکس سمت چپ: شاید خاطره انگیز ترین سفر محمود، سفر به شهر های جنوبی کشور و خوزستان بوده باشه که اون لباس محلی مردم اونجا رو هم پوشید، هر چند نباید سفر ماجراجویانه به قزوین رو هم فراموش کرد ، در هر صورت محمود پس از پوشیدن لباس مخصوص جو گیر شد و یکی از اهنگهای بندری اندی رو با همون سبک واسه ملت اجرا کرد که قسمتی از اون به این شرح هست: یار سبزه بلا،دشمن جونوم بلا،به کناروم بیا،دردت به جونوم بلا !
عکس پایین
در مورد عکس پایین بحث های زیادی هست عده ایی می گن که محمود داره بر حق مسلم ملت پا فشاری می کنه و عده ایی هم می گن که محمود منتظر هاله ای از نور هست در هر صورت برای روشن شدن موضوع صحبت ها بین تیم اجرا کننده و محمود رو افشا کردم تا خودتون قضاوت کنین:
تیم اجرا: دکتر پرژکتورها همونطور که دستور داده بودید نصب شدن!
محمود: دوربین ها رو چی کار کردی؟
تیم اجرا: همه دوربین ها اماده هستن و تمام قسمت ها رو می گیرن مخصوصا اون قسمت که شما گفتید رو!!
محمود: پس من وقتی گفتم انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، مکث می کنم تو پرژکتورها رو روشن کن ، دلم می خواد بزرگترین هاله نور رو درست کنی!!!
عکس بالا ماله چند ساعت پیش حول و حوش ساعت ۱۲:۳۰ ظهر هست ، برادران نیروی انتظامی در حال اصلاح مردم در وسط خیابان هستند!
در پی طرح اصلاح مردم و جوانان مجرمین محترم می توانند با خیال راحت به کارهای روزمره خود برسند!
[ برای دیدن اندازه اصلی عکسها روی اونها کلیک بفرمایید!! }
آنچه گذشت: اصلا نمی شه چیزی در مورد آنچه گذشت حرفی زد بهتره برید و پست قبل رو بخونید!
!
قسمت دوم: از شهرداری تهران تا ریاست جمهوری ایران:
اومد و شد شهردار تهران ؛ گویند خود بیل بدست می گرفت و جوی ها را باز می کرد! همین شد که در نظرسنجی ایی که روزنامه ی همشهری مورخ ۲۲/۸/۸۵ چاپ کرده همین اقا شده مردمی ترین شهرداری که تا به حال تهران به خود دیده!
به هر حال مردمی بودن کار دست ایشون داد!
این شد که انتخابات ۸۴ به قرعه ی ایشون افتاد
... شد رییس جمهور ایران !
اون جا که در قسمت (۱) گفتم داشت فکر می کرد یادتون هست که ؟ شاید اون جا داشت فکر می کرد اصلا چه جوری می شه بگيم یه کشور نباید باشه !
وقتي شد آقای رییس جمهور مساله ی جهانی بدون صهیونیسم رو مطرح کرد ؛ گفت ما نباید اسراییل داشته باشیم!!
خلاصه تا آقای رييس جمهور شد سفرها كرد !
سفرها به منظور حل مشكلات مردم جان بر كف !
از شمال كشور بگير تا جنوب و حتی از شرق تا غرب
و گفت انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؛ البته از نوع صلح آمیزش ! (بنده هم روی این موضوع تاکید دارم ۱۰۰٪)
البته سفرها فقط به همین جاها ختم نمی شه !
او حتی به اون ور آبها رفت،نمی دونی تا كجا رفت
به نیویورک رفت تا ثابت کنه حتی می تونه مشکلات مردم جهان رو هم حل کنه !
تازه در اين سفرها دوستان زیادی هم پیدا کردیم و اينها هستند دوستان ما:
سوریه، لبنان ، ونزویلا ، توگو و چند كشور آفريقايی!!
... و او همچنان یک رییس جمهور است!
و همچنان به سفرهاش ادامه می ده!
و همچنان فکر می كنه ، فكرهای یزرگ،خیلی بزرگ
و شايدم كارهای بزرگ
مثل نامه نوشتن به جورج بوش
مثل ایده ی پول نفت بر سر سفره ی مردم
مثل سهام عدالت
مثل صحبت از هاله ی نور و هاله های جديد
و ... !!
[ برای دیدن اندازه اصلی عکسها روی اونها کلیک بفرمایید!! }
در ابتدا او مثل همه به مدرسه رفت
و در كنار دوستان و معلمان خوشحال بود!
و او مثل همه دوران نوجوانی را تجربه كرد!
بسيار خوشگل و خوش تيپ عكس انداخت!
... و نه خبری از ريش بود و نه خبری از يقه ی بسته !!
دوران،دوران جوانی بود، دورانی كه او را به فكر كردن واداشت!
دورانی که هم خبر از ریش شد و هم خبر از یقه ی بسته !
(دورانی كه برنامه ی PhotoShop هم وجود نداشت !)
... و او به اين كار ادامه داد و باز هم فكر كرد!
فكرهای بزرگ ، خيلی بزرگ
... و واسه خودش مردی شد!
به جنگ رفت و خونه مجردی رو هم تجربه كرد!
... و همچنان خوشحال بود!!
و این داستان ادامه دارد
... TO BE CONTINUE
از ۱ خرداد تا ۱۰ خرداد ۸۵ در باشگاه انقلاب تهران نمایشگاه تیونینگ(Tuning) ، اتومبیلهای اسپرت برگزار شد ! ؛ آلبوم عکس هایی که من در نمایشگاه انداختم رو در لینک زیر می شه دید !
" ۵۱ عکس" عکسهای نمایشگاه اتومبیل های اسپرت در باشگاه انقلاب تهران










