[ برای دیدن اندازه اصلی عکسها روی اونها کلیک بفرمایید!! }
در ابتدا او مثل همه به مدرسه رفت
و در كنار دوستان و معلمان خوشحال بود!
و او مثل همه دوران نوجوانی را تجربه كرد!
بسيار خوشگل و خوش تيپ عكس انداخت!
... و نه خبری از ريش بود و نه خبری از يقه ی بسته !!
دوران،دوران جوانی بود، دورانی كه او را به فكر كردن واداشت!
دورانی که هم خبر از ریش شد و هم خبر از یقه ی بسته !
(دورانی كه برنامه ی PhotoShop هم وجود نداشت !)
... و او به اين كار ادامه داد و باز هم فكر كرد!
فكرهای بزرگ ، خيلی بزرگ
... و واسه خودش مردی شد!
به جنگ رفت و خونه مجردی رو هم تجربه كرد!
... و همچنان خوشحال بود!!
و این داستان ادامه دارد
... TO BE CONTINUE
