[این مطلب را به خاطر تحت تاثیر قرار گرفتن از بازگشت حسین درخشان پس هشت به ایران نوشتم، نه به خاطر اینکه از او خوشم می آید یا با افکار انتقادی قدیمش و یا فرا ساختاری جدیدش موافقم ؛ به هیچ وجه .نقطه سر خط]

با واژه ی هودر از پنج، شش سال پیش تو همین کوچه پس کوچه های وبلاگ نویسی آشنا شدمِ؛ او را هر کسی که در این وبلاگستان فارسی جنب و جوشی دارد می شناسد! افکارش عجیب و همونطور که در بالای وبلاگش نوشته بود نگاهش انتقادی  به مسایل ایران بود که با گذشت زمان افکارش فرا ساختاری شد!!! 

امروز با دیدن وبلاگش متوجه ی بازگشتش به خانه ی پدری شدم گویا هودر خود را دوباره بچه ی قلهک می داند! وی در بازگشت به ایران پس از هشت سال در  وبلاگ دیگری که برای خود دست و پا کرده از حضورش در تهران  می نویسد!

درخشان در ابتدای بازگشت به ایران، همانطور که در وبلاگش عنوان می کند خود را آماده ی هرگونه برخورد می بینید! وی در مطلبی در تاریخ ۲۵ مهر ۸۷ می نویسد: "با من چه خواهند کرد؟"

نظرات زیادی در مورد اینکه با او چه رفتاری خواهد شد نوشته شده اما جواب اصلی این سوال دور از ذهن نیست و شاید همین روزها شاهد این باشیم که با او چه خواهند کرد؟!!

صحت دستگیری و اینکه ممکن است برای هودر اتفافی افتاده باشد را تا این لحظه نمی دانم ولی گویا اتفاقی افتاده است که ابراهیم نبوی در وبلاگش در مطلبی خواستار آزادی درخشان شده است! از طرفی او از تاریخ ۱۱ آبان ۸۷  تا امروز مطلب جدیدی در وبلاگش ننوشته که کمی غیر عادی به نظر می رسد برای وبلاگی که تقریبا هر روز آپدیت می شده؟!! 

به هر حال به نظر من واقعا در افکار او معلوم نیست چه می گذرد که هوس سفر به ایران را کرده است؛ شما هم اگز نظرات انتقادی او نسبت به ایران را در گذشته خوانده باشید حتما با من هم نظرید!!