{این مطلب شخصی بوده و هر چند ساعت و یا چند روز تا پایان سفر یعنی 19 شهریور آپدیت خواهد شد و استفاده از آن چه با اجازه و چه بی اجازه ممنوع بوده و متخلف مورد پیگر قانونی قرار می گیرد و تمام حقوق این اثر برای خودم (وبلاگ صفحه خودم) محفوظ می باشد}---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* آپدیت اول - فرودگاه استانبول - هشتم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!

سلام خیلی زود تند سری در حالی که خیلی خوابم میآد می خوام یه پست مسافرتی بنویسم

... حدود یه ساعت پیش طیارمون نشست روی خاک فرودگاه استانبول، الان هم در این هوای گرم و دم کرده ی شرجی و با آسمانی نسبتا ابری که در سمت راست خودم مشاهده می کنم نشستم در فرودگاه استانبول و منتظرم که اعلام کنن بریم بارها رو تحویل گیت خروجی بدیم و از آماده بشیم برای رفتن به شهر ساحلی و توریستی آنتالیا در جنوب کشور ترکیه؛ ولی خوب این طور که بوش می آد دو سه ساعتی همینطور اینجا باید منتظر نشست !!

... هنوزم تصمیمی در مورد عکسهایی که گرفته می شه نگرفتم ولی خوب طبق معمول روی Flickr در دسترس خواهد بود!

...فعلا پاشم برم یه دوری تو این محوطه بزنم ببین دنیا دسته کیه!

و این داستان احتمالا ادامه دارد!

* آپدیت دوم - در آنتالیا - هشتم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!

خوب بالاخره بعد از کلی انتظار و معطلی رسیدم به سواحل زیبای مدیترانه !
...و الان از فرودگاه  رسیدم به هتل، ... هوا کاملا گرم ... اوه ببخشید گرم چیه؟ هوا داغه داغه و آماده برای حمام آفتاب، ... ولی در حاضر بسیار خسته و کوفته هستم و  باید برم  یه چیزی بخورم!
موضوعی نگرانم می کنه اینه که امکان اینکه اضافه وزن پیدا کنم زیاده ! به هر حال به خودم قول دادم اینطور نخواهد شد! ... خوب من دارم می رم !

* آپدیت سوم- صبح روز دوم - نهم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!
 
 اپراتور اول مملکت دوباره دقیقه ۹۰ دقیقا جایی که باید بدرد بخوره بدرد نخور شده فعلا از شهر دورم به یه آبادیه برسم یه ترک-سل برای دهن کجی به همراه اولم شده می گیرم
 
... هتوز تصمیمی واسه امروز ندارم ولی اونطور که هوا می گه و حس و حال من باید رفت سمت استخر!
...خوب فعلا پاشم برم ببینم دنیا دسته کیه!
...و این داستان همچنان ادامه دارد!


* آپدیت چهارم- ظهر روزسوم: دریای مدیترانه، آقای بازیگر، تکنولوژی ترکی - دهم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!
 
همین الان از استخر اومدم و با بدنی سوخته در حال بروز رسانی هستم! ماشاالله آفتاب اینجا که مثه آفتاب تهران که نیست ماله اینجا ماشاالله تنور نون-واییه! :دی
 
از ظهر تا حالا لب آب بودم یه تنی هم به آب مدیترانه زدم و کلی موج بازی و موج سواری کردم ... ولی زیر انگشتم تو همین موج سواری ها گرفت به یه سنگ یکم مجروح شدم ولی خب الان پانسمان کردم حالش خوبه !
 
آقای بازیگر معروف هم در همین حوالی دیده شد ولی آمار نمی دم مگه من پاپاراتزیم :دی
این همه در مورد محیط و آب هوا نوشتم یادم رفت از تکنولوژی تعریف کنم ،سرعت اینترنت بدون فیلترینگ اینجا حرف نداره اصلا قابل قیاس نیست با تهرون خودمون! واقعا کاش یه تکونی این وضع اینترنت وطنی بخوره وگرنه آرزوی محاله همه این حرفها!
 
پاشم پاشم برم آبی به تن بزنم که دارم می سوزم!:(

* آپدیت پنجم - روز چهارم: سرما خوردگی - یازدهم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!
 
وای امروز از صبح که پاشدم سرما خوردگیه شدیدی حال من رو دگرگون کرده ... امروز همه چی دست به دست هم دادن تا حال من دگرگون باشه :( خدا امروز رو بخیر کنه !

* آپدیت ششم- روز ششم: حمام ترکی - سیزدهم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!
 
خوب امروز حالم تقریبا بهتر از دیروز و سرما خوردگیم رو به بهبوده و یکم دل و دماغ آپدیت کردن رو دارم !
 
همه ی کارهای امروز یه طرف اما حمام ترکی که رفتم یه طرف دیگه! ...حمام ترکی شامل سونای بخار و انواع سونا های خشک و اتاق سرد هست و در کنار اینها می شه از ماساژرها هم استفاده کرد !

* آپدیت هفتم - روز هفتم (آخرین روز در آنتالیا): از آنتالیا به استانبول - چهاردهم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه!
 
خوب الان اینجا ساعت ۱۰:۱۵ یه وقت محلی هست و قرار ساعت ۱۲ بیان اتاق رو تحویل بگیرن بعد از اون هم تا ساعت ۴ تو هتل هستم تا بعدش برم سمت فرودگاه و بریم به شهر استانبول، فکر می کنم ۳، ۴ روزی استانبول باشم!
 
...خوب فعلا پاشم وسایلها رو جمع جور کنم آپدیت بعدی یا از لابی هتل هست یا از استانبول
 
* آپدیت هشتم (آخر) - بیست و دوم شهریور هشتاد و نه!
 
خوب از لابیه هتل در آنتالیا که نشد آپدیت کنم، توی استانبول هم اونقدر ثانیه ها تند تند گذشتند که وقتی برای آپدیت کردن نموند اما حالا در تهران تو اتاق خودم نشستم و ۴ روز استانبول رو از اینجا آپدیت می کنم.
 
استانبول شهر دوم ترکیه محسوب می شه و از نظر تجاری پایتخت اول ترکیه هست داستان از این قراره که آتاترک رهبر کبیر ترکیه در سالیان دور اون موقع که نه من بودم و نه شما آنکار رو به عنوان شهر اول و استانبول رو به عنوان شهر دوم و مرکز تجاری ترکیه انتخاب کرد!

تو استانبول برای توریست ها علاوه بر مراکز توریستی مجتمع های تجارتی بسیار زیادی وجود داره مثل مرکز خرید جواهر که مارکهای معروفی در این مرکز شعبه دارند علاوه بر این مرکز اگر دنبال مارک ها پرزرق و برق تری هستید مجتمع تجاری  istinyepark همونی هست که بهش احتیاج دارید! علاوه بر این مجتمع ها خیابان هایی با مراکز خرید بسیار زیاد هست که به عنوان مثال می شه خیابان استقلال رو نام برد
 
خوب تو استانبول هم اتفاق بد افتاد هم اتفاقات خوب، بیشتر ثانیه ها و دقایق و ساعت ها هم به خرید کردن و گشت و گذار در مراکز خرید گذشت !
 
... اما یکی از اون اتفاقات جالب، این اتفاق چیزی نبود جز دیدن دو نفر از اعضای تیم ملی بسکتبال آمریکا و یه گپ کوتاه و یه عکس یادگاری! به هر حال این روزها در استانبول مسابقات جهانی بسکتبال برگزار می شد و اینم از شانس من بود، ...به هر حال دیدن کوین لاو  با قد ۲ متر و ۱۰ سانتی متر یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات در استانبول بود.
 
در آخر این سفرنامه یه مطلب ته دلم مونده اونم اینکه عوضی تر، دزد تر، نامردتر از تاکسیرون های استانبول تو عمرم ندیدم (بدون شرح)